...پس از صد سال : نیلوبلاگ

خرید بک لینک

امکانات وب

تو

تو اشک، تو آتش، تو آب، تو باد تو خورشید تو شب تو زهر تو نفس عمیق. تو لرزش دست . تو لبخند. تو ... تو زندگی.

تو دختر من. بین دستای من بزرگ شدی. قد کشیدی. خوب شدی رفتی. من پدری که حتی رفتنت رو هم ندیدم. تو دختری که از روز به دنیام اومدنت زهر و عسل بودی. کاش زهر نداشتی. زهرت پیرم کرد. آتیشی داشتم که با هر نفس عمیقم شعله ور تر می شد. آتیشت آخرین نفس هامو گرفت. آتیشم با اومدنت اومد با رفتنت نرفت. آتیشت همیشه روشن بود. دور می شدی برای دیدنت آتیشم شعله ور تر می شد. نمی دیدیمت می سوختم. نزدیک می شدی لبخند می زدی لبخند می زدم می سوختم.

سوختم. افتادم. یخ زدم. مردم.

توی هوای سرد بخوابی میمیری. نگفتم نذار تو سرما بخوابم من؟ چند شب بیدار بودی و من تو سرما خوابیدم؟ اما داشتم میسوختم، نمردم. اما افتادم. دیگه نسوختم، چون تموم شد     م. تو طعم زندگی من. تو رنگ زندگی من تو عطر زندگی من منو کشتی. تو هستی. همیشه هستی. همیشه مال منی. همیشه دوستت دارم. همیشه عاشقتم. اما من سوختم، افتادم، یخ زدم، مردم. من دیگه مردم.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 2:8 توسط پسری که صد سال داره

...پس از صد سال...

ما را در سایت ...پس از صد سال دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 0 تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 12:36

صفحه بندی